مدیتیشن
28
خرداد

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

خودت را بپذیر...

بارها این جمله را شنیده ایم و هر بار با خود تکرار کرده ایم؛ "چگونه می توانم خودم را بپذیرم؟"

برای رسیدن به " پذیرش خود " قبل از هر چیز نیاز به خودآگاهی داریم.

خودآگاهی یعنی؛ آگاهی از خصوصیات، نقاط ضعف و قوت، خواسته ها، ترسها، نگرانی ها، خشم و استرس هایی که ویژگیهای حقیقی ما را تشکیل می دهند.

 

برای اکثر ما توصیف ویژگیهای اخلاقی و رفتاری مان برای دیگران کار دشواری است.مثلا پاسخ به این سوال که؛ چه کسی هستی؟ سخت است. معمولا در پاسخ به این سوال به موارد عمومی مثل؛ سن، جنس، نام، شغل و... اشاره می کنیم. و از ویژگیهای شخصیتی خود اطلاع کافی نداریم.

 

برای دقایقی چشمانت را ببند. برای رسیدن به خودآگاهی، به جای من می خواهم چه کسی باشم یاد بگیر آنچه هستی را ببینی. برای دیدن خود حقیقی باید تا می توانی با خود صادق باشی. فقط در این صورت می توانی مکانیزم های دفاعی را فرو بریزی و از خود ایده آل و ساختگی رهایی یابی.

 

بعد از آنکه به خودآگاهی رسیدی و در نهایت توانستی خودت را بپذیری، آنگاه حرکت و رشد به سمت کمال و تمامیت آغاز می شود.

 

" پذیرش خود " ما را آماده سفر می کند، آماده سفری که در انتهای آن، خود برتر انتظار ما را می کشد.

 

رضا بافتی

25
آبان

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

پیر شدن تصمیمی است که تو برای آینده ات می گیری!

به همین دلیل همه ما اشخاصی را می شناسیم که در هشتاد سالگی سالم و سرحال و جوان هستند .و یا اشخاصی که در بیست و پنج سالگی پیر به نظر می رسند. ما می توانیم پیر نشدن را انتخاب کنیم...

برای این کار به سراغ کسانی بروید که سن آنها بالای هشتاد سال است ولی همچنان شادابی و سلامتی را زندگی می کنند و رمز جوانی آنها را جویا شوید...

قطعا صحبت های آنها ،شما را شگفت زده خواهد کرد...

برای دقایقی چشمانت را ببند. چند نفس عمیق و آرام بکش و منتظر بمان تا با هشتاد سالگی خودت ملاقاتی داشته باشی...

خود هشتاد ساله ات را چگونه می بینی؟ پر انرژی و شاد ،یا فرتوت و نگران؟

برای دقایقی او را مشاهده کن و ببین چه احساسی را در تو بیدار می کند؟ از وی بپرس ؛اگر به سن فعلی تو باز گردد چگونه زندگی خواهد کرد ؟

حالا چشمانت را باز کن و شاهد معجزه باش...تو باز گشته ای تا ماموریتی را به انجام برسانی...

طوری زندگی کن که شادابی و جوانی همسفر ابدی تو گردد.

 

رضا بافتی

 

 

25
آبان

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

بی حوصلگی یعنی ذهن در حالت کمبود به سر می برد.به همین دلیل به دنبال خوراک بیشتر است تا به فراوانی کاذب دست پیدا کند...

وقتی چیزی برای فکر کردن و سرگرم شدن نداری ،بی حوصلگی به سراغت می آید ، بنابرین شروع به فعالیتهایی میکنی که خودت را از شر آن نجات دهی...

با ورق زدن مجله، تلفن زدن و صحبت های طولانی،تماشای سریالهای تکراری، گشت زدن در کامپیوتر و فضاهای مجازی، پرسه زدن در فروشگاهها و پناه بردن به افکار ،مرور خاطرات تکراری و تحلیل و تفسیرهای جدید آنها ،سعی در فرار از بی حوصلگی داری...

بی حوصلگی، خشم،اندوه وترس،می آیند و می روند ،آنچه که می آید و می رود تو نیستی...

برای دقایقی چشمانت را ببند، می توانی بی حوصله و نا آرام باقی بمانی و مشاهده کنی که بی حوصلگی چه احساسی در تو بر می انگیزد...

تو با مشاهده بی حوصلگی هشیارتر می شوی و به مرور متوجه می شوی بی حوصلگی در تلاش است تا چیزی به تو بگوید.در کمال تعجب به آموزگاری برای تو تبدیل می شود، تا به تو بگوید؛چه کسی هستی و چه کسی نیستی...

به بازیهای بی حوصلگی تن نده، فقط درس آن را بگیر و رهایش کن...

 

رضا بافتی

 

 

25
آبان

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال

 

منیت دارای اجزای متنوعی است، یکی از این عناصر مظلوم نمایی می باشد...

 اغلب انسانها تصویر قدرتمندی از مظلوم بودن خویش به نمایش می گذارند، تا آنجا که آزردگی و گله گذاری، بخش اصلی منیت آنها می شود...

 بخش عمده ای از زندگی این افراد را شکایت کردن و واکنش نشان دادن به این یا آن موضوع شکل می دهد...

 از این طریق، اوضاع را نادرست و خود را درست تصور می کنند ، در نتیجه احساس برتری به آنها دست می دهد، این افراد به اشتباه خود را و در عمل منیت را تقویت می کنند.

 برای دقایقی چشمانت را ببند، ببین چگونه به داستان مظلوم بودن خود، وابسته شده ای! از این لحظه آن را احساس کن ونسبت به فکر کردن و حرف زدن در این مورد هشیار شو...

 لازم نیست کاری انجام دهی، فقط شاهد این حالت درونی خویش باش...

 آگاهی همان انجام کار است، زیرا دگرگونی و رهایی به همراه آگاهی می آیند.

 

رضا بافتی

 

25
آبان

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

ما گم شده ایم...

 ما در جهانی از مشکلات کاذب گم شده ایم.ما در فکر کردن، تفسیر کردن، حدس زدن و فراموش کردن گم شده ایم.ما فراموش کرده ایم چگونه آرام باشیم،چگونه زندگی کنیم و چگونه خودمان باشیم.

 ما اینجا و اکنون را در هزار توی توهمات گذشته و آینده گم کرده ایم...ما تمام آن چیزی را که همه موجودات می دانند از دست داده ایم...

 ببین چگونه هر گیاه و هر حیوان خودش است. آنها بر خلاف ما خودشان را  با این ادعا که موجودی مجزا هستند از هستی جدا نکرده اند...

 آنها هیچوقت گم نشده اند...

 برای دقایقی چشمانت را ببند.برای رهایی از چنگال من فتنه گر، کافی است به مشاهده هر چیز طبیعی ،هر چیزی که بدون دخالت بشر به وجود آمده،بپردازی...

 اجازه بده طبیعت آموزگار تو باشد،اجازه بده گیاهی که در خانه داری آموزگار تو باشد،ببین چگونه در جهانی از سکون آرمیده است...

 همان سکون را در خود احساس کن، همانقدر عمیق و آرام...به آرامکده وارد شو، در آنجا کسی منتظر توست، کسی که خود توست، خودت را باز خواهی یافت.

 

رضا بافتی

 

 

مقالات دیگر...